تبليغاتX
کمال عدل
سه شنبه 15 مرداد1387
حسین تجلی عشق الهی...

سخن از ارباب دلها و محبوب قلوب شیعیان حضرت ابی عبدالله الحسین علیه السلام است .آن امامی که محبتش در قلوب شیعیان نقش بسته و هر انسانی که کمتر اعتقادی به وجود ان جناب دارد در دل خود یک دریا از محبت بی کران آن بزرگوار احساس میکند.بس خوشا و هزاران سعادت به کسیکه محبت این ارباب و مولا را در دل داردالأمالي للصدوق] القطان عن السكري عن الجوهري عن عمير بن عمران عن سليمان بن عمران النخعي عن ربعي بن خراش عن حذيفة بن اليمان قال رأيت النبي ص آخذا بيد الحسين بن علي ع و هو يقول يا أيها الناس هذا الحسين بن علي فاعرفوه فو الذي نفسي بيده إنه لفي الجنة و محبيه في الجنة و محبي محبيه في الجنة

 از امالی صدوق نقل شده حذیفة بن الیمان می گوید دیدم نبی اکرم (صلی الله علیه وآله و سلم) را در حالیکه دست حسین بن علی علیها السلام را گرفته و می فرمایند :ای مردم  این حسین بن علی است .پس او را بشناسید .قسم به آنکس که جانم در دست اوست بدون تردید او در بهشت خواهد بود و محبین او هم در بهشت خواهند بود و همچنین کسیکه محب حسین ع را دوست بدارد  حتی اگر کسی  حضرت اباعبدالله را دوست ندارد و فقط دوستدار ابی عبدالله را دوست بدارد در بهشت خواهد بود .پس صد خوشا و سعادت به کسیکه محب یک دوستدار امام حسین ع باشد. سخن بالاتر از بهشتی شدن است .محب ابی عبدالله علیه السلام  محبوب خداوند هم خواهد شد  در حدث نورانی و شریفی امده : الترمذي بسنده عن يعلى بن مرة قال قال رسول الله ص حسين مني و أنا من حسين أحب الله من أحب حسينا

حسین از من است و من از حسینم .خدا کسی را که حسین را دوست بدارد دوست می دارد! این خود نشانگر شدت و عظمت محبت خداوند به ابی عبدالله است که حتی محبان او را هم دوست دارد. سخن به اینجا منتهی نمی شود. هنوز مقام محب ابی عبدالله بالاتر از این حرفهاست :محمد الحميري عن سعيد عن نضر بن علي عن علي بن جعفر عن أخيه موسى قال أخذ رسول الله ص بيد الحسن و الحسين فقال من أحب هذين الغلامين و أباهما و أمهما فهو معي في درجتي يوم القيامة  رسول خدا ص دست امام حسن و امام حسین علیهماالسلام را گرفت و فرمود:کسیکه این دو جوان و پدرشان و مادرشان را دوست بدارد پس چنین شخصی در قیامت  همراه من در درجه من خواهد بود سبحان الله  همجواری با رسول خدا اشرف مخلوق خداوند و نزدیکترین مخلوق به خدا !مقامی دیگر برای محب ابی عبدالله علیه السلام

أبي عن سعد عن ابن عيسى عن أبيه عن عبد الله بن المغيرة عن محمد بن سليمان البزاز عن عمرو بن شمر عن جابر عن أبي جعفر ع قال قال رسول الله ص من أراد أن يتمسك بعروة الله الوثقى التي قال الله عز و جل في كتابه فليتوال علي بن أبي طالب و الحسن و الحسين فإن الله تبارك و تعالى يحبهما من فوق عرشه

 رسول خدا ص فرمودند :هرکس بخواد به عروة الله الوثقی که خداوند در قرانش گفته تمسک جوید پس علی بن ابی طالب ع و حسن و حسین را دوست بدارد که خداوند متعال این ایشان را دوست دارد از بالای عرشش اینها همه نشانگر شدت علاقه و محبت خداوند به ابی عبدالله است که خداوند چنین سفره ای را تنها برای محبان ابی عبدالله چیده.زمانی که محبت داشتن به ابی عبدالله باعث بهشتی شدن انسان و هم جوار شدن انسان با رسول خدا ص هست کاملا مشخص می شود تا چه اندازه حضرت رب العالمین به وجود بنده و ولیش محبت داردو اما  بازتاب این محبت  و عشق از ابی عبدالله زمانی ظاهر می شود که خود ابی عبدالله مشتاق  وواله لقاء رب و خدای خویش هست .در روز عاشورا نصر (نام یک ملک)بر ابی عبدالله نازل گشت و سپس ابی عبدالله را مخیر بین پیروزی و لقاء الهی نمود .ابی عبد الله علیه السلام لقاء خداوند و وصل به محبوب و حیبیش را ترجیح داد

.عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ سَيْفِ بْنِ عَمِيرَةَ عَنْ عَبْدِ الْمَلِكِ بْنِ أَعْيَنَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ لَمَّا نَزَلَ النَّصْرُ عَلَى الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ حَتَّى كَانَ بَيْنَ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ ثُمَّ خُيِّرَ النَّصْرَ أَوْ لِقَاءَ اللَّهِ فَاخْتَارَ لِقَاءَ اللَّهِ

واقعا این چیزی چز قدرت عشق نیست که سخت ترین بلاها بر کسی  وارد بشود ولی ذره ای وانمود نکند بلکه ابراز رضایت کامل هم داشته باشد (الهی رضا برضاکابی عبدالله در سخت ترین شرایط مانند (تشنگی ، غربت ، از دست دادن عزیزین کسان و وداع جانسوز با اهل و عیال)بازهم فریاد الهی رضا برضاک بر زبان داشت .حقیقتا این حال شامل کسی جز عاشق و دل باخته حضرت حق نمی شود !

 

 السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین

 

منبع: سایت المبین


نوشته شده توسط زهرا در 8:26 PM | | لینک به این مطلب
سه شنبه 4 تیر1387
میلاد یاس مبارک

بسمه تعالی

سال روز میلاد اسوه طهارت و عصمت الهیه و لیله القدر قرآنی ، حورای انسیه فاطمه زهرا (س) پاره تن پیامبر اکرم بر همه رهروانش مبارک باد

خوشا به سعادت آنانکه در تلاش شناخت اویند و سعی دارند او را اسوه و الگوی خود قرار دهند.

خدایا ما را چنین قرار ده.

 

اینم چند تا حدیث زیبا در مورد حضرت فاطمه سلام الله علیها

 

پیامبر خدا (ص): فاطمه پاره تن من است هر که او را شاد سازد مرا شاد کرده و هر که او را غمین کند مرا غمزده کرده است فاطمه عزیز ترین فرد برای من است.

منبع: البحار:43/23/17

 

پیامبر خدا (ص) خداوند بزرگ از میان زنان چهار تن را برگزید: مریم، آسیه، خدیجه و فاطمه.

منبع: البحار 43/19/3

 

حسن و حسین بعد از من و پدرشان بهترین مردم روی زمین هستند و مادرشان برترین زنان روی زمین است.

منبع:البحار

 

نوشته شده توسط زهرا در 0:23 AM | | لینک به این مطلب
شنبه 18 خرداد1387
حقانیت فاطمه سلام الله علیها

بسم الله الرحمن الرحيم

صلوات و سلام خدا بر صديقه شهيده که به اتفاق تمام مسلمين آن کس که «ما ينطق عن الهوي إن هو الا وحي يوحي » او را سيده نساء عالمين ناميد. نشان عبوديتش در مقابل خالق، قدم‌هاي ورم کرده در محراب عبادت بود و رأفت و رحمتش به خلق خدا به آنجا رسيد که سه روز، روزه را به آب افطار کرد و قوت خود و فرزندانش را به مسکين و يتيم و اسير داد و خود و فرزندان خردسالش، سه روز رنج گرسنگي را تحمل کردند که انساني هر چند کافر، بي قوت و غذا نماند «ويُطعمون الطعام علي حبّه مسکينا ويتيماً وأسيرا

 

آبرويش به درگاه خدا به جايي رسيد که دعاي مستجابش درآيه مباهله هم‌طراز دعاي پيغمبر خاتم شد

 

شاهد عصمت کبراي او، آيه تطهير است و دليل مقام و منزلتش، سوره کوثر. اراده‌اش آنچنان فاني در اراده خدا شد که رضا و غضب خداوند عالم، دائر مدار رضا و غضب او شد

 

اوست که بر در بهشت نوشته شده: فاطمه برگزيده خداست، اوست که آفتاب آسمان رسالت پدر اوست و ماهتاب سپهر امامت شوهر اوست و يازده ستاره فروزانِ چرخِ ولايت در دامن اوست

اگر پيغمبر خاتم تاج سر عالم شد، او مهجه قلب رسول و بضعه‌اي از وجود اشرف ولد آدم شد

 

وظيفه هر مسلماني که رهين منت هدايت رسول خدا به حيات ابد و سعادت معرفت و عبادت خداوندِ واحد أحد است، آن است که روز عزاي يگانه دخترش که به فرموده او، محبوبترين خلق نزد اوست، اجر رسالت آن حضرت را به تعظيم شعائر ماتم فرزندش ادا کند

«قل لا أسألکم عليه أجرا إلا المودة في القربي»

 

و در عوض اين مودت، به شفاعتي نائل شود که خدا به آن حضرت وعده داده است: «ولسوف يعطيک ربّک فترضي

 

اللهم صل علي فاطمة و أبيها و بعلها و بنيها

حسين الوحيد الخراساني

 

نوشته شده توسط زهرا در 11:52 PM | | لینک به این مطلب
جمعه 17 خرداد1387
آخرین سخنان

فاطمه (صلوات الله علیها) وصیت کرد: نماز نخوانند بر من آنانگه پیمان خدا و پیغمبر را درباره امیرالمومنین شکستند و در حقم طلم نمودند و ارثیه مرا غصب کردند و نامه ی پدرم که در آن ملک فدک را به من بخشیده بود دور انداختند و شاهدانم را تکذیب کردند. بخدا قسم آنان جبرئیل و میکائیل و علی صلوات الله علیهم و ام ایمن بودند. امیر المومنین مرا با حسنین در شب و روز به درب خانه شان می برد ، من آنها را به خدا و رسول قسم می دادم که به ما ظلم نکنند و حق خدایی ما را غصب نکنند.

آنها در شب جواب مثبت داده و در روز ما را تنها رها می کردند، قنفذ را همراه عمر و خالد به خانه ما روانه ساختند تا پسر عمویم علی صلوات الله علیه را از خانه بیرون آورند، به خاط آن بیعت زیان باری که در سقیفه ی نبی ساعده صورت گرفته بود، ولی علی صلوات الله علیه از خانه خارج نشد چون مشغول انجام وصیت پیامبر صلی الله علیه و اله و سفارشات مربوط به همسران حضت و جمع آوری قرآن و بجا آوردن وصیت در مورد هشتاد هزار درهم به عنوان صدقه و دین بود. در این حال بود که چوب زیادی بر در خانه جمع کرده و آتش آوردند تا علی و ما را به آتش بسوزانند، من پشت درب بودم، آنها را به خدا و پدرم قسم دادم که رها و یاریمان کنند.

عمر تازیانه را از دست قنفذ ، غلام ابی بکر گرفت و با آن به بازوی من زد،آن تازیانه به بازوی من خورد و آن را کبود و زخم کرد با لگد محکم به درب خانه زد  و در حالی که من حامله بودم آن را به شدت به سمت من هل داد ، من به صورت روی زمین افتادم و شعله های آتش زیانه می کشید و صورتم را می سوزاند.

قبل از آنکه بر زمین افتم چنان سیلی به صورتم زد که گوشواره ام از گوشم جدا شده و بر زمین پرت شد. در آنجا بود که درد زایمان را احساس کردم و محسنم صلوات الله علیه سقط گشت، او بدون هیچ جرمی کشته شد.

حال آیا اینهایی که خداوند و پیامبرش صلی الله علیه و اله از آنها بیزارند و من هم از آنها متنفرم می خواهند بر من نماز بخواند؟

امیر المومنین صلوات الله علیه به وصیتش عمل کرد و کسی را زا مراسم دفن آن مظلومه آگاه نفرمود.

نوشته شده توسط زهرا در 11:51 PM | | لینک به این مطلب
سه شنبه 7 خرداد1387
غنچه یاس

آن در که جبرئیل امین بود خادمش            اهل ستم به پهلوی خیر النسا زدند

 

وجود فاطمه، یاد پاک پیامبر (صلی الله علیه و اله) را زنده می کرد و رفتارش سیره عطرآگین او را تداعی می کرد و یاد آور روزگار شیرین با او بودن بود. کلمات حکیمانه اش را بیان می کرد و خاطراتی که مردم با پیامبر (صلی الله علیه و اله) داشتند را زنده می کرد. او اصرار به بیان وصایای پیامبر (صلی الله علیه و اله) داشت که از آن جمله تاکید پیغمبر بر جانشینی امیر المومنین بعد از خود بود و همه شنیده بودند این کلام معروف پیامبر به علی (علیه السلام) را که: تو برادر و وصی و وارث و جانشین من بعد از منی. بارها فرمود که او اولین نفر در ایمان و با تقواترین و دانا ترین و عابد ترین و کارآمد ترین و عادل ترین مردم بود. جالب اینکه علی (علیه السلام) هم اینها را به یادشان می آورد و آنها هم اقرار می کردند. چنانچه وقتی فاطمه (صلوات الله علیها) هم این موارد را در خطبه یاد آورشان شد آنها به آن اعتراف کردند و هیچ یک نتوانست آن را انکار کند یا در آن مغلطه نماید. آری حقایق روشن تر از آنست که مخفی مانده یا تحریف شود از این رو منافقان فکر کردند که با آدم کشی کارشان پیش می رود و می توانند مردم را از حقایق دور نگه دارند و در ورطه فراموشی جایش دهند پس مصمم شدند که یا علی را بکشند یا از او بیعت بگیرند از این رو بود که آگاهانه به آن صورت زهرا (صلوات الله علیها) را زدند و فرزندش محسن را کشتند، هیزم فراوان بر درب خانه جمع کردند و دستور دادند که خانه را بر سر هر که در آن است به آتش بکشند تهدید کردند که هر کس حکومت جدید غاصب را قبود نکند او را خواهند کشت!

 

منبع: کتاب محسن بن فاطمه نوشته مهدی فاطمی

نوشته شده توسط زهرا در 11:40 PM | | لینک به این مطلب
شنبه 14 اردیبهشت1387
آیات قرآنی فراموش شده

اینقدر پشت سر مردم حرف زدیم که این کار واسمون خیلی راحت و مثل آب خوردن شده. دیگه واسمون فرقی نمی کنه که این بنده خدایی که داریم بهش همه چیز را می بندیم ممکنه پیش خدا یک منزلت و قربی داشته باشه. آخه از ظاهر آدما که نمی شه فهمید پیش خدا چه درجه و مقامی دارن.

 

تا حالا آیات 11 تا 17 سوره مبارکه نور را خوندیم؟ بهش فکر کردیم که چه قدر در جامعه ما رواج داره؟

در آیات 12 و 13 خدا می فرماید:

آیا سزاوار این نبود که شما مومنان زن و مردتان چون از منافقان چنین دروغها شنیدید حسن ظنتان درباره یکدیگر بیشتر شده و بگویید این دروغی آشکار است؟ چرا منافقان بر دعوی خود چهار شاهد اقامه نکردند پس حالیکه شاهد نیاوردند البته نزد خدا مردمی دروغ زنند.

 

تا حالا خیلی وقتا واسه اکثرمون پیش اومده که دوستانمون میان و میگن: شنیدی میگن فلانی اینقدر زمین داره و اینقدر خونه و کارخونه. ! شنیدی طرف دزدی می کنه و پول مردم را اینجور می کنه. و..... و خیلی حرفهای مشابه اینها. ما هم میشیم نفر بدی نقل کننده این حرفها و با هزار و یک آب و تاب بیشتر و اضافات دیگه واسه دوست دیگمون تغریف می کنیم و بعد هم تجزیه و تحلیلی و نفرینی هم به بنده خدا می کنیم. این آیات زیبا می گه که این کار گناه داره. بجای پخش کردن این حرفها بهتره حسن ظنمون نسبت به هم زیاد بشه. از کسی که این حرفو زده شاهد بخوایم اونم 4 تا. آخه آبروی مومن که الکی نیست که ما براحتی می ریزیمش.

 

یا در آیه 15 همین سوره می فرماید:

زیرا شما آن سخنان منافقان را از زبان یکدیگر تلقی کرده و حرفی بر زبان می گویید که علم به آن ندارید و این کار را سهل و کوچک می پندارید در صورتیکه نزد خدا بسیار بزرگ است.

 

واقعا نقل این حرفها واسه ما اینقدر عادی شده که به عواقبش فکر نمی کنیم ولی پیش خدا این کارا کم کاری نیست.

بهتره یک ذره بیشتر هنگام صحبت کردن دقت به خرج بدیم و براحتی در مورد بقیه صحبت نکنیم.

 

نوشته شده توسط زهرا در 11:15 PM | | لینک به این مطلب
یکشنبه 25 فروردین1387
خبر فوری فوری

اعلام سه روز عزا عمومی برای دوستانمان که در حادثه دیشب در حسینه رهپویان وصال به شهادت رسیدند.

تشییع جنازه شهدای بمب گذاری در حسینیه رهپویان وصال شیراز:

 

روابط عمومي كانون فرهنگي رهپويان وصال شيراز زمان و مكان تشييع جنازه شهداي واقعه بمب گذاري حسينيه سيد الشهداء (ع) را به شرح ذيل اعلام كرد :
زمان :‌ سه شنبه 27/01/1387 - ساعت 9 صبح
مكان : حرم مطهر حضرت احمد بن موسي (ع) به سمت گلزار شهداء

 

اینم یک فیلم کوتاه از لحظه بمب گذاری

بمب گذاری در حسینیه رهپویان وصال

نوشته شده توسط زهرا در 8:55 PM | | لینک به این مطلب
جمعه 16 فروردین1387
روشهای تعیین جنسیت

روزى از «پيغمبر اسلام» ( صلى‏الله‏عليه‏و‏آله) سؤال شد كه: انسان چگونه بوجود مى‏آيد؟ آن حضرت فرمود: «ماء الرّجل ابيض غليظ و ماء المرئة اصفر رقيق فاذا علا ماء الرّجل ماء المرئة كان الولد ذكرا باذن اللّه عزّوجل و اذا علا ماء المرئة ماء الرّجل خرج الولد انثى باذن اللّه تعالى».

     (آب مرد سفيد غليظ است و آب زن زرد رنگ رقيق است «وقتى اين دو در رحم جمع شوند» اگر آب مرد بر آب زن غلبه كند فرزند به خواست خداوند عزّوجل پسرخواهد بود. و اگرآب زن بر آب مرد غلبه پيدا كند فرزند به اجازه‏ى خداوند دختر خواهد شد).

    ـ بحارالانوار جلد 57 صفحه‏ى  336.

 

در توضیح علمی این حدیث مطالب زیادی میشه بیان کرد و شاید خیلی از مواردهم هنوز از لحاظ علمی کشف نشده باشه و هنوز توضیح داده نشده باشه ولی در مورد مطلب بالا میشه از لحاظ علمی یک توضیح مختصری داد (که مسلما خیلی بیشتر از اینها میشه در موردش گفت)

در ابتدا باید در مورد سلول جنسی اسپرم توضیح داد. در مطلبی که قبلا در اینجا گذاشته بودم در مورد نحوه تعیین جنسیت جنین توضیح داده بودم.

و همان طور که قبلا هم گفتم دو نوع سلول اسپرم داریم یکی سلول اسپرم حاوی کروموزوم X که لقاحش با تخمک منجر به ایجاد جنسیت مونث در جنین و سلول اسپرم Y که لقاحش با تخمک منجر به ایجاد جنسیت نر در جنین می شود.

بقیه در ادامه مطلب...............................................


ادامه مطلب
نوشته شده توسط زهرا در 0:1 AM | | لینک به این مطلب
پنجشنبه 1 فروردین1387
هفته وحدت و سال نو مبارک

سال نو و هفته وحدت مبارک

 

هفته وحدت مبارک

.........................................

نوروز شد و گل به چمن رام گرفت

جمشید جم از تخت جهان جام گرفت

آنزوز علی نشست بر جای نبی

از فتح علی زمانه آرام گرفت

--------- --------
سایه حق
سلام عشق
سعادت روح
سلامت تن
سرمستی بهار
سکوت دعا
سرور جاودانه
این است هفت سین آریایی
نوروز مبارک

------------ --------- --------
سلامتی
سعادت
سیادت
سرور
سروری
سبزی
سرزندگی
هفت سین سفره زندگیتان باشد.
نوروز87 مبارک

------------ --------- --------


یک شاخه رز سفید تقدیم تو باد
رقصیدن شاخ بید تقدیم تو باد
تنها دل ساده ایست دارایی ما
آن هم شب عید تقدیم تو باد
------------ --------- --------


مثل ماهی زنده
مثل سبزه زیبا
مثل سمنو شیرین
مثل سنبل خوشبو
مثل سیب خوش رنگ
و مثل سکه با ارزش باشید
سال نو مبارک
------------ --------- --------

سال و مال و فال و حال و اصل و نسل و بخت و تخت
بادت اندر شهریاری برقرار و بر دوام
سال خرم، فال نيكو، مال وافر، حال خوش،
اصل ثابت، نسل باقي، تخت عالي، بخت رام
********سال نو مبارك********
------------ --------- --------
بهار بهترين بهانه براي آغاز، وآغاز بهترين بهانه براي زيستن است
آغاز بهار بر شما مبارک
------------ --------- --------
فردا بهار مياد و همه‌چيز رو تازه مي‌كنه، سال رو، ماه رو،
روزها رو، هوا رو، طبيعت رو، ولي فقط يك چيز كهنه ميشه كه به
همه اون تاز‌گي مي‌ارزه، «دوستيمون»!
------------ --------- --------
امروز 2 نفر از من آدرس و شماره تلفن شما رو گرفتن که بيان پيشتون
منم دادم. سال ديگه مي يان سراغتون
يکيشون خوشبختي بود
اون يکي هم موفقيت

 

سال نو و هفته وحدت مبارک

نوشته شده توسط زهرا در 11:57 PM | | لینک به این مطلب
جمعه 17 اسفند1386
شهادت امام رضا علیه السلام
شهادت امام رضا (ع) تسلیت باد

 

امام رضا علیه السلام فرمودند:

 

لا یستَکمِلُ عَبدٌ حقیقةَ الایمانِ حَتَّى تَکونَ فیهِ خِصالُ ثَلاثٍ: اَلتَّفقُّهُ فِى الدّینِ وَحُسنُ التَّقدیرِ فِى

المَعیشَةِ، وَالصَّبرُ عَلَى الرَّزایا.
هیچ بنده ‏اى حقیقت ایمانش را کامل نمى ‏کند مگر این که در او سه خصلت باشد: دین‏ شناسى، تدبر نیکو در زندگى، و شکیبایى در مصیبت‏ها و بلاها.

 

 

مَن حاسَبَ نَفسَهُ رَبَحَ وَمَن غَفَلَ عَنهَا خَسِر
آن کسى که نفسش را محاسبه کند، سود برده است و آن کسى که از محاسبه نفس غافل بماند، زیان دیده است.

 

 

 

نوشته شده توسط زهرا در 11:45 PM | | لینک به این مطلب
چهارشنبه 8 اسفند1386
تحریفات معنوی واقعه عاشورا

اولین تحریف این بود که این حادثه را یک حادثه استثنائی و ناشی از یک دستور محرمانه و خصوصی دانستند. امام حسین فدای گناهان امت شد! او کشته شد تا گناهان امت بخشیده شود! بدون شک این یک فکر مسیحی است که در میان ما نیز رایج شده است. این فکر است که امام حسین را به کلی مسخ می کند و او را به صورت سنگر گناهکاران در می آورد، قیام او را کفاره عمل بد دیگران قرار می دهد: امام معصیتکاران باشد. چیزی که هست فرق ما با مسیحیان این است که می گوییم یک بهانه ای لازم است، به قدر بال مگسی اشک بریزد و همان کافی است که جواب دروغگوییها، خیانتها، شرابخواریها، رباخواریها، ظلمها و آدمکشیها بشود! مکتب امام حسین به جای اینکه مکتب احیا احکام دین باشد، مکتب اشهد انک قد اقمت الصلاه و اتیت الزکاه و امرت بالمعروف و نهیت عن المنکر باشد و همان طور که خودش فرمود: ارید ان امر بالمعروف و انهی عن المنکر، باشد، مکتب ابن زیاد سازی و یزید سازی شد.

در این زمینه است که افسانه ها ساخته شده است.

عامل این تحریفات چند چیز است:

1-     اغراض دشمنان این وقایع که کوشش می کنند این ها را قلب و تحریف کنند.

2-    حس اسطوره سازی و قهرمان سازی خیالی که در بشر وجود دارد.

3-   در خصوص حادثه عاشورا یک عامل خاصی هم دخالت کرده است و آن اینکه به خاطر فلسفه خاصی از طرف پیشوایان دین توصیه شده که این جریان به عنوان یک مصیبت یادآوری شود و مردم برآن بگریند. فلسفه این تذکر و گریستن و گریاندن، احیا این خاطره است و فسفه احیا آن این است که هدف کلی این نهضت برای همیشه زنده بماند و امام حسین هر سال در میان مردم به این صورت ظهور کند و مردم از حلقوم او بشنوند که: الا ترون ان الحق لا یعمل به و ان الباطل لا یتهاهی عنه.

ولی این مطلب بدون توجه به هدف کرستها و کریاندنها، خود گریستن موضوع شده است، بلکه هنر مخصوص شده است.  قهرا برای اینکه مردم بهتر و بیشتر گریه کنند، و به ظاهر برای اینکه اجر و ثواب بیشتری پیدا کنند، روضه های دروغ جعل شد. مردم هم به روضه های خیلی داغ و پر حاشیه عادت کرده اند و این خود عاملی شده که اجبارا عده ای از اهل منبر برای اینکه مردم گریه بکنند، روضه های دروغ و اگر بخواهیم محترمانه بگوییم روضه های ضعیف می خوانند.

پس معلوم می شود خود مردم هم عاملی برای این جعل و تحریفات هستند.

 

 

منبع: کتاب حماسه حسینی جلد دوم نوشته استاد مرتضی مطهری

 

نوشته شده توسط زهرا در 10:57 PM | | لینک به این مطلب
یکشنبه 14 بهمن1386
قضاوت های حضرت علی

یک روز مردی را که شراب نوشیده بود پیش ابوبکر آوردند. ابوبکر بهش گفت: "با اینکه حرمت شراب را می دانستی چرا نوشیدی؟!"

اون مرد هم گفت: من بین قومی اسلام آوردم که شرابخواری را حلال می دانستند، اگر حرمتش را می دانستم، اجتناب می کردم."

ابوبکر هم به عمر رو کرد و گفت: در این مورد چی می گی؟

عمر گفت: مشکل است و چاره اش با حضرت علی است.

ابوبکر هم به غلام خود گفت: علی را نزد ما بخوان.!

عمر گفت: قاعدتا مردم نزد حکم می روند.!!!

اونها هم پیش حضرت علی رفتند. سلمان فارسی هم در اون مجلس حضور داشت، اونها ماجرا را برای حضرت علی بیان کردند، شراب خوار هم گفته خودش را باز تکرار کرد.

حضرت علی (ع) هم به ابوبکر گفت: چند نفر همراه این مرد بفرستید تا او را در خانه های مهاجر و انصار بگردانند، اگر کسی آیه تحریم شراب را براش خوانده است گواهی بدهد تا حد بر او اجرا شود و اگر کسی گواهی نداد حدی بر او نیست.

ابوبکر هم همین کار را انجام داد و هیچ کس گواهی نداد ابوبکر هم او را رها کرد.

سلمان به حضرت علی علیه السلام گفت: خوب شد که آنها را راهنمایی کردید.

حضرت علی هم گفت: می خواستم تاکید آیه "افمن یهدی الی الحق......" "آیا کسی که مردم را به راه راست هدایت می کند سزاوارتر است پیروی شود یا کسی که هدایت نمی کند و خود باید هدایت شود" را تجدید کنم.

نوشته شده توسط زهرا در 10:43 PM | | لینک به این مطلب
شنبه 29 دی1386
فایل فلش برای دانلود

فایل فلش برای دانلود

 

عنوان: ببین زانو زده یل ام البنین     که زینب پایش از محمل گذارد بر زمین

 

لینک دانلود:

 

ببین زانو زده یل ام البنین

 

 

عنوان:  ای که در باغ ولا منسب سقا داری      ماه طاهایی و در دیده ما جا داری

 

لینک دانلود:

 

حضرت عباس

نوشته شده توسط زهرا در 8:2 PM | | لینک به این مطلب
جمعه 28 دی1386
نمونه دیگر تحرف واقعه عاشورا

 

تحریف دیگر: یکی از ماجراهای حضرت اباالفضل و امام حسین (ع)

 

یکی از این قضایا راجع به روابط حضرت ابولفضل و حضرت سید الشهدا می گویند: روزی امیر المومنین علی علیه السلام در بالای منبر بود و خطبه می خواند. امام حسین علیه السلام فرمود: من تشنه ام، آب می خواهم، حضرت فرمود : کسی برای فرزندم آب بیاورد. اول کسی که از جا برخاست، کودکی بود که همان حضرت ابوالفضل العباس بود. ایشان رفتند و از مادرشان یک کاسه آب گرفتند و آمدند (آنهم با چه طول و تفصیلی). در حالی وارد شد که آن را روی سرش گرفته بود و آب هم می ریخت. امیر المومنین علی (ع) چشمشان که به این منظره افتاد، اشکشان جاری شد. به آقا عرض کردند: آقا شما چرا گریه می کنید؟ فرمود: بله قضایای کربلا یادم افتاد. معلوم است که این گریز به کجاها منتهی می شود...

حاجی نوری در اینجا بحث عالی ای دارد، می گوید: شما می گویید علی در بالای منبر بود و خطبه می خواند. علی (ع) فقط در زمان خلافتش بود که منبر می رفت و خطبه می خواند، پس در کوفه بوده ایت. خلافت حضرت امیر در کوفه در چه سالی بود؟ بین سال 36-41 . در آنوقت امام حسین در چه سنی بود؟ مردی بود تقریبا 33 ساله. می گوید: آیا اصلا این حرف معقول است که یک مرد 33 ساله در حالی که پدرش دارد مردم را موعظه می کند، خطابه می خواند، یکدفعه وسط خطابه بدود: آقا من تشنه ام، آب می خواهم؟ اگر یک آدم معمولی این کار را بکند، می گویید: چه آدم بی ادبی وبی تربیتی است. تازه حضرت ابوالفضل در آن وقت کودک نبوده، یک جوان در حدود پانزده ساله بوده است. یک چنین جعلی و تحریفی کردند...

حالا غیر از موضوع دروغ بودنش، از نظر ارزش آیا این شان امام حسین را بالا می برود یا پایین می آورد؟ مسلما پایین می آورد. یک دروغی به امام نسبت داده ایم و آبروی امام را بده ایم، طوری حرف زدیم که امام را در سطح بی ادب ترین افراد مردم تنزل دادیم که در حالی که پدری مثل علی دارد حرف می زند تشنه اش می شود، طاقت نمی آورد که جلسه تمام شود، حرف آقا را قطع می کند: من تشنه ام، بگویید برای من آب بیاورند....

نوشته شده توسط زهرا در 6:44 PM | | لینک به این مطلب
سه شنبه 25 دی1386
تحریفات واقعه عاشورا

نمونه هایی از تحریفات واقعه عاشورا

 

در این روزهای عزای حسینی هر کسی سعی می کنه حداقل یک بار هم که شده در یکی از مجالسی که برای امام حسین تشکیل می شه شرکت کنه. در این مجالس گاهی هنگام مصیبت خوانی ماجاهایی تعریف می شه که اصلا حقیقت نداشته است.

در اینجا سعی می کنم چند نمونه از تحریفات واقعه عاشورا را از کتاب حماسه حسینی شهید مطهری بذارم.

 

نونه اول:

می گویند: در همان گرماگرم روز عاشورا که می دانیم مجال نماز خواندن هم نبود و امام نماز خوف خواند(یعنی نماز واجب را به صورت شکسته می خوانند)، امام فرمود حجله عروسی راه بیاندازید ، من می خواهم عروسی قاسم را با یکی از دختر هایم، لااقل شبهش هم شده، در اینجا ببینم.(حالا قاسم یک بچه سیزده ساله است.) چرا؟ آخر آرزو دارم، آرزو را که نمی توانم به گور ببرم. شما را به خدا ببینید، یک حرفی است که اگر به زن دهاتی بگویی، به او بر می خورد.

گاهی از یک افراد خیلی سطح پایین {می شنویم که} کن آرزو دارم عروسی پسرم را ببینم، عروسی دخترم را ببیتم. حالا در یک چنین گرماگرم زد و خورد که مجال نماز خواندن نیست، می گویند حضرت فرمود که من در همین جا می خواهم دخترم را برای پسر برادرم عقد کنم و یک شکل عروسی هم شده است در اینجا راه بیاندازم. یکی از چیزهایی که از تعزیه خوانی های قدیم ما هرگز جدا نمی شد، عروسی قاسم بود، قاسم نوکدخدا، یعنی نوداماد،قاسم نوداماد، در صورتی که این قضیه در هیچ کتابی از کتابهای تاریخی معتبر وجود ندارد.

این مرد عالم، حاجی نوری، می گوید: اول کسی که این قضیه را در کتابش نوشته است، ملاحسین کاشفی بوده در کتابی به نام "روضه الشهداء" و اصل قضیه دروغ و صد در صد دروغ است. گفت:

بس که ببستند بر او برگ و ساز                    گر تو ببینی نشناسیش باز

 

نوشته شده توسط زهرا در 9:19 PM | | لینک به این مطلب
یکشنبه 23 دی1386
جواب دو پست قبل

اینم جواب دوتا پست قبل تر. اینکه چگونه امت پیغمبر فرزند پیغمبر را کشتند؟

 

اما اینکه چرا حزب ابوسفیان زمام را در دست گرفت، برای این بود که یک نفر از همین امویها که سابقه سوئی در میان مسلمانان نداشت و از مسلمانان اولین بود، به خلافت رسید. این کار سبب شد که امویها جای پایی در دستگاه حکومت اسلامی پیدا کنند، جای پای خوبی که خلافت اسلامی را ملک خود بنامند.

خصوصا با در نظر گرفتن این معما که عمر جمیع حکام را عزل و نصب می کرد و تغییر و تبدیل می داد به استثنا معاویه.

امویها سبب فساد در دستگاه عثمان شدند و مردم هم علیه عثمان انقلاب کردند و او را کشتند، و معاویه که همیشه خیال خلافت را در دماغ می پروراند، از کشته شدن عثمان استفاده تبلیغاتی کرد و نام خلیفه مظلوم، خلیفه شهید به عثمان داد و پیراهن خون آلود عثمان را بلند کرد و وجهه مظلومیت خلیفه پیغمبر را تقویت کرد و به مردم هم گفت: راس و رئیس کشندگان عثمان، علی علیه السلام است که بعد از عثمان خلیف شده و انقلابیون را هم پناه داده و چه گریه ها و اشک ها که از مردم نگرفت!!!

تمام مردم شام یعنی قبایلی از عرب که بعد از فتح اسلام در شام سکنی کرده بودند، یکدل و یکزبان گفتند که در مقام انتقام و خونخواهی خلیفه مظلوم تا قطره آخر خون خود حاضریم و هر چه تو فرمان دهی ما اطاعت می کنیم.

به این وسیله معاویه نیروی اسلام را علیه خود اسلام تجهیز کرد.

نوشته شده توسط زهرا در 7:17 PM | | لینک به این مطلب
جمعه 21 دی1386
فایل فلش برای دانلود

یک فایل فلش زیبا برای ایام محرم.

عنوان فایل: وقتی که چشمام روی هم بسته می شه.......

حتما دانلودش کنید خیلی قشنگه.

 

وقتی که چشمام روی هم بسته می شه.

نوشته شده توسط زهرا در 12:48 PM | | لینک به این مطلب
سه شنبه 18 دی1386
چگونه امت پیغمبر فرزند پیغمبر را کشتند؟

کم کم محرم هم  داره از راه میرسه. واسه همین از این روز یک مقدار مطالب وبلاگ من هم محرمی می شه.

 

و این هم اولین مطلب:

 

چطور امت پیغمبر فرزند پیغمبر را کشتند؟؟؟

 

حادثه شهادت امام حسین (علیه السلام) نه تنها فجیع بود و نه تنها مظهر یک فداکاری عظیم و بی نظیر هست، حادثه بسیار عجیبی است از نظر توجیه علل روحی قضیه.

این قضیه 50 سال بعد از وفات رسول اکرم واقع شد و اونهم به دست مسلمانان و پیروان رسول اکرم و مردمی که معروف به تشیع و دوستی آل علی بودند و واقعا هم علاقه به آل علی داشتند،ولی در زیر پرچم کسانی که تا سه چهار سال قبل از وفات پیامبر با او جنگیدند و وقتی که مردم دیگر مسلمان شدند آنها هم اجبارا و با ظاهر مسلمان شدند (به قول عمار یاسر: اینان اظهار اسلام کرده اند اما اسلام نیاورده اند.)

ابوسفیان که در حدود بیست سال با پیامبر جنگید و در حدود پنج شش سال آخر عامل بزرگ تحریک علیه اسلام بود و حزب ابوسفیان یعنی امویها دشمن بزرگ پیغمبر بودند. بعد از 10 سال از وفات پیامبر، معاویه –که همیشه دوش به دوش پدرش با اسلام می جنگید-والی شام و سوره می شه و سی سال بعد وفات پیامبر ، پسر معاویه یعنی یزید خلیفه شد و با آن وضع فجیع فرزند پیغمبر را کشت به دست مسلمانانی که شهادتین می گفتند و نماز می خواندند و حج می رفتند و با آیین اسلام ازدواج می کردند و با این آئین مرده هاشون را خاک می کردند. این مردم منکر اسلام نبودند (خوب اگه بودند که دیگه معمایی در کار نبود) اینها حرمت امام حسین را منکر نبودند و نه معتقد بودند که نعوذ بالله امام حسین از اسلام خارج شده، بلکه عقیده آنها به طور قطع بر تفضیل امام حسین بر یزید بود.

حالا چگونه شد که اولا حزب ابوسفیان زمام حکومت را در دست گرفتند و ثانیا مردم مسلمان و بلکه شیعه قاتل امام حسین علیه السلام شدند، در عین اینکه او را مستحق قتل نمی دانستند بلکه احترام خون او  از خون هر کسی در نظر آنها ببشتر بود.

پس واقعا چی شد؟؟؟؟

 

انشاالله ادامه داره

منبع: کتاب حماسه حسینی / مرتضی مطهری

نوشته شده توسط زهرا در 6:51 PM | | لینک به این مطلب
جمعه 7 دی1386
عید غدیر مبارک

 

بسم رب الحیدر ..
روز عید غدیر از بزرگترین اعیاد در عالم اسلام است تا انجا که هیچ عیدی به منزلت و شرافت این عید عزیز نمی رسد .
چرا که در این روز بود که دین خدا کامل گشت و نعمت خداوند تمام گشت :
الْيَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِينَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْکُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَکُمُ الإِسْلاَمَ دِينًا
امروز، دين شما را کامل کردم؛ و نعمت خود را بر شما تمام نمودم؛ و اسلام را به عنوان آيين (جاودان) شما پذيرفتم-

در این روز بود که کفار مایوس شدند و پرچم دین اسلام و شعار لا اله الا الله برای همیشه پابرجا ماند :
الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ کَفَرُواْ مِن دِينِکُمْ فَلاَ تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ
امروز، کافران از (زوال) آيين شما،مأيوس شدند؛ بنابر اين، از آنها نترسيد! و از (مخالفت) من بترسيد!

در آن روز بود که  رسالتی بدست حضرت محمد ص  بر  عالمیان عرضه شده که عرضه نشدن این رسالت مساوی بود با عدم  ابلاغ رسالت خدا  :
يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيْکَ مِن رَّبِّکَ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللّهُ يَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللّهَ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الْکَافِرِينَ
اى پيامبر! آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است، کاملاً (به مردم) برسان! و اگر نکنى، رسالت او را انجام نداده‏اى!
 
خداوند تو را از (خطرات احتمالى) مردم، نگاه مى‏دارد؛ و خداوند، جمعيّت کافران (لجوج) را هدايت نمى‏کند.

 

عيد همتون مبارك و التماس دعا.................

منبع: سايت المبين

 

نوشته شده توسط زهرا در 9:8 PM | | لینک به این مطلب
چهارشنبه 28 آذر1386
یک آیه زیبا

يكي از آيات زيباي قرآن ، اين آيه اي هست كه اين زير نوشتم....

 

و إِن يَمسَسكَ اللهُ بِضُرٍ فَلا كاشِفَ لَهُ إلّا هو وَ إن يُرِدكَ بِخَيرٍ فَلا رادَّ لِفَضلِه، يُصيبُ بِه مَن يَشاءُ مِن عِبادِهِ وِ هُوَ الغَفورُ الرَّحيم.

 معني آيه اينه:

و اگر خدا  براي تو ضرري بخواهد هيچكس دفع آن نتواند و اگر خير و رحمتي بخواهد باز هم احدي رد آن نتواند كرد كه فضل و رحمت حق به هر كس از بندگانش كه بخواهد مي رسد و اوست خداي آمرزنده مهربان.

(آيه 107 سوره يونس)

 

اين يكي از آياتي هست كه خيلي واضح گفته كه خدا هر كاري بخواد مي تونه انجام بده. و اگه خواست خدا اين باشه كه مثلا يك ضرري به من برسه يا مشكلي واسم پيش بياد ، حتي اگه همه دنيا هم پارتي من بشن و همه به هم سفارش كنن كه كارم راه بيفته ولي باز اگه خدا نخواد نمي شه.

بر عكسش هم هست. اگه همه دنيا دشمن من بشن و زير آب بزنند و نقشه بكشن كه يك اتفاقي واسه من بيفته (مثلا  بخوان حقم را بخورن!!!!) ولي اگه خدا نخواد نمي شه. حالا بقيه هر چي مي خوان سعي كنن و زير آب بزنند!!!!

پس بهتره خدا را پارتي خودمون قرار بديم و اول دل خدا را بدست بياريم راضيش كنيم كه راضي بشه(آخر آيه هم گفته كه خدا خيلي مهربونه پس سريع راضي مي شه) ، اونوقت بقيه را بي خيال مي خوان موافقت باشن مي خوان مخالف باشن.....

نوشته شده توسط زهرا در 11:55 PM | | لینک به این مطلب
شنبه 17 آذر1386
معنی کلمه تقوا

كلمه تقوا از جمله كلمات بسيار رايج و شايع ديني است، در قرآن كريم هم اين كلمه به صورت اسمي و يا فعلي زياد آمده. تقريبا همان قدر كه از ايمان و عمل صالح اسم برده شده و يا از نماز و زكات اسم برده از تقوا هم اسم برده شده است.

در نهج البلاغه هم از جمله كلماتي است كه زياد روش تكيه شده.و حتي يك خطبه طولاني هست به نام خطبه متقين كه در آن صفات متقيان به طور كامل بيان شده.

مقصود اين هست كه اين كلمه از كلمات شايع و رايج ديني است، حتي بين مردم عامه هم اين كلمه زياد استعمال مي شه.

اين كلمه از ماده "وقي" است كه به معني حفظ و صيانت و نگهداري است،و معني "اتقاء" هم احتفاظ است. ولي تا حالا ديده نشده كه در ترجمه هاي فارسي اين كلمه را به صورت حفظ و نگهداري ترجمه كنند، در ترجمه هاي فارسي اگه اين كلمه به صورت اسمي استفاده بشه مثل اينكه بگن تقوا يا متقين، به معني پرهيزگاري ترجمه مي شه مثلا در ترجمه "هدي للمتقين" مي گن : هدايت هست براي پرهيزگاران. و اگه هم به صورت فعل استفاده بشه مخصوصا اگه فعل امر باشه به صورت خوف و ترس ترجمه مي شه مثلا در ترجمه "اتقواالله" يا "اتقوا النار" گفته مي شه از خدا بترسيد يا از آتش بترسيد.

البته كسي مدعي نشده كه معناي تقوا ترس يا پرهيز و اجتناب است بلكه چون ديده شده كه لازمه صيانت خود از چيزي، ترك و پرهيز است و همچنين غالبا صيانت و حفظ نفس از اموري است كه همراه با ترس است از آن امور ، اين طوري تصور شده كه اين اين كلمه مجازا در بعضي موارد بمعناي پرهيز و در بعضي موارد ديگه به معني خوف و ترس استفاده شده است.

البته هيچ مانعي هم نيست كه اين كلمه مجازا پرهيز يا خوف معنا و استفاده بشه. اما از طرف ديگه هيچ دليلي هم نيست كه تاييد كنه كه از اين كلمه بك معناي مجازي مثل ترس يا پرهيز قصد شده. چه دليلي هست كه بگيم معناي اتقواالله  اينه كه از خدا بترسيد و معناي اتقوا النار يعني از آتش بترسيد. بلكه معناي اين گونه جمله ها اينه كه خود را از گزند آتش محفوظ كنيد يا خود را از گزند كيفر الهي محفوظ كن.

پس ترجمه صحيح كلمه تقوا  ***خود نگهداري*** هست.

 

چيزي كه نسبتا عجيب به نظر مي رسه ترجمه فارسي اين اين كلمه به عبارت "پرهيزگاري" است. تا حالا ديده نشده احدي از اهل لغت مدعي شده باشه كه اين كلمه به اين معنا هم استعمال شده.

معلوم نيست از كجا و چه وقت و به چه جهت در ترجمه هاي فارسي اين كلمه به معني پرهيزگاري ترجمه شده است؟! گمان مي كنم كه تنها فارسي زبان ها هستند كه از اين كلمه مفهوم پرهيز و اجتناب درك مي كنند، هيچ عربي زباني در قديم يا جديد اين مفهوم را از اين كلمه درك نمي كند. شك نيست كه در عمل لازمه تقوا و صيانت نفس نسبت به چيزي ترك و اجتناب از آن چيز است ما نه اينست كه معناي تقوا همان ترك و پرهيز و اجتناب باشد.

 

 

منبع:ده گفتار مرتضی مطهری

 

نوشته شده توسط زهرا در 11:19 PM | | لینک به این مطلب
شنبه 10 آذر1386
عسل2

خاصيت ضد ميكروبي و ضد عفوني عسل

 

دانشمندان تاكيد دارند كه ميكروبهايي كه عامل بيماري انسانها هستند قدر به ادامه حيات در عسل نيستند و عملا عسل آنها را از بين خواهد برد. براي اين خاصيت عسل نظريات بسياري ارائه گرديده كه از جمله آنها موارد زير را مي توان نام برد:

1-     وجود اسيد فورميلك در عسل كه يك ماده ضد ميكروب است.

2-    بالا بودن ميزان مواد قندي موجود در عسل كه 80 درصد از تركيب آن را در بر مي گيرد. خرما نيز به دليل داشتن تركيبات قندي بالا همين خاصيت را دارد و ميكروب در آن رشد نمي كند.

3-    وجود موادي كه مانع از رشد ميكروب مي شوند، اين مواد توسط زنبور ساخته مي شود و در عسل هاي مصنوعي وجود ندارد. اين نظريه نسبت به ساير نظريه ها از اهميت بيشتري برخوردار است.

4-    وجود آب اكسيژنه در عسل كه ماده اي است ميكروب كش.

واقعيت اين است كه خاصيت ضد ميكروبي عسل در نتيجه وجود تمام عوامل ياد شده مي باشد.

اما خاصيت ضد عفوني عسل، درست عكس اغلب مواد غذايي از قبيل شير و عصاره هاي گياهي و غذاهاي پخته است و هيچ گونه قارچي در آن رشد نمي كند، فاسد نمي گردد، رنگ، بو و طعم آن عوض نمي شود مشروط به اينكه آن را دور از رطوبت نگه داري نمايند

 

عسل براي كودك هم يك ماده غذايي است و هم يك داروي بسيار ارزشمند زيرا:

1-     گلبول هاي قرمز خون را افزايش داده و رنگ آن را شفافيت مي بخشد.

2-    حال عمومي كودك را به نحوه قابل ملاحظه اي بهبود مي بخشد. بويژه كودكاني كه از نارسايي هاي دستگاه گوارش از قبيل اسهال، نارسايي در جذب مواد غذايي و يا سو تغذيه و كم خوني رنج مي برند.

3-    خاصيت ضد ميكروبي آن، كودكان را از خطر ابتلاي به بيماري هاي انگلي و عفوني مصون مي دارد.

4-    باعث بهبودي كودكان بيمار شده و وزن آنها را افزايش مي دهد.

5-    به در آمدن دندان كودكان كمك كرده و از پوسيدگي آنها جلوگيري مي نمايد.

6-    نياز كودك را به ويتامين B6  مرتفع كرده و به سوخت و ساز كلسيم و منيزيم در بدن كمك مي كند و به همين دليل ، اكثر پزشكان توصيه مي كنند كه مقداري عسل به غذاي روزانه كودك در تمام مراحل رشد اضافه شود. زيرا اني عمل به رشد آنها كمك كرده و از ابتلاي آنها به بيماري هاي خطرناك از قبيل اسهال و سوء تغذيه پيشگيري مي كند.

 

منبع: پژوهشي در اعجاز علمي قرآن/ج۲/دكتر محمد علي رضائي اصفهاني

نوشته شده توسط زهرا در 9:52 PM | | لینک به این مطلب
پنجشنبه 1 آذر1386
اس ام اس های تبریک میلاد امام رضا(ع)

ناز نفست كه خانه دل شده است

                         باران كبوتر است، نازل شده است

اي ضامن آهو، به غريبي سوگند

                        دل كندن از اين ضريح مشكل شده است

****************************************

 

با نام رضا به سينه ها گل بزنيد

                         با اشك به بارگاه او پل بزنيد

فرمود رضا هر وقت گرفتار شديد

                      به دامن ما دست توسل بزنيد

***************************************

 

عشق يعني اشك توبه در قنوت

خواندنش با نام غفار الذنوب

               

                                         عشق يعني چشم ها هم در ركوع

                                        شرمگين از نام ستار العيوب

 

عشق يعني سر سجود و دل سجود

ذكر يا رب يارب از عمق وجود

**************************************

 

ميلاد ثامن الحج علي بن موسي الرضا (ع) مبارك باشه.....

نوشته شده توسط زهرا در 2:10 PM | | لینک به این مطلب
جمعه 25 آبان1386
عسل 1

عسل غذاي شيريني هست كه اغلب به صورت مايع هست و از زنبور عسل به دست مي ياد.

در قرآن از مواد غذايي مختلفي نام برده شده اما تنها در مورد عسل هست كه آن را «شفا» ناميده است.

 

قال الله تعالي: و اوحي ربك الي النحل ان اتخذي من الجبال بيوتا و من الشجر و مما يعرشون ثم كلي من كل الثمرات فاسلكي سبل ربك ذللا يخرج من بطونها شراب مختلف الوانه فيه شفاء لناس (نحل/69-68)

و پروردگار تو به زنبور عسل وحي و الهام غريزي نمود كه: از كوهها و ثمرات گلها بخور و راههايي را كه پروردگارت براي تو تعيين كرده است به راحتي بپيما از درون شكم نوشيدني با رنگهاي مختلف خارج مي شود كه در آن شفا براي مردم است.

 

قرآن كريم در آيه فوق از عسل به عنوان شراب ياد كرده است كه معني آن همون نوشيدني هست و منظور حالت مايع عسل هست.  در اينجا بيشتر بحث بر سر قسمت آخر آيه هست كه مي فرمايد فيه شفا لناس...

عسل از زمانهاي قديم هم مورد توجه بشر بوده علاوه بر جنبه غذايي آن در زمان بقراط و در متون تورات به عنوان يك ضد عفوني كننده در بيماري هاي پوستي و زخم ها مورد توجه بوده است.

در كتاب مقدس مي گويد: همواره در اراضي مقدسه شير و عسل جاري است. فقير ترين و بي چاره ترين مردم عسل را توانند خورد.

 

يكي از كاملترين تحقيقات در مورد عسل و خواص را بررسي مي كنيم و بعضي از نكات را مي نويسم:

دكتر عبدالحميد دياب و دكتر احمد قرقوز نايج تحقيقات و تجارب و آزمايشات علماي جهان به ويژه روسيه و آمريكا را جمع آوري كردند و اين گونه مي نويسند:

1-    عسل مهم ترين منبع مواد قندي طبيعي است و تاكنون 15 نوع قند در آن كشف شده است . مهم ترين آن فروكتوز ، گلوكوز و قند نيشكر اشاره كرد. يك كيلوگرم عسل 3250 كالري حرارت مي دهد.

2-    عسل به خاطر داشتن مواد تخميري در تبادلات غذايي و كمك به هضم غذا در بين خوراكي ها بالاترين رتبه را دارد.و داراي اين آنزيم هاست: آميلاز، اينورتاز، كاتالاز، پروكسيداز و ليپاز.

3-    همچنين داراي ويتامين هاي زيادي است ولي هر چند از لحاظ مقدار اين ويتامين ها كم هستند ولي كافي است. ويتامين هايي مثل: B, B2 ,B5 ,K , C, E,A . عسل مكان خوبي واسه حفظ اين ويتامين هاست البته مقدار اين ويتامين ها بستگي به نوع شيره اي داره كه زنبور از گلها مي گيرد.

4-    داراي انواع پروتئين ها و اسيدهاي آمينه و اسيد هاي آلي مثل اسيد فورميك و مشتقات كلروفيل و مقداري آنزيم و محرك هاي حياتي و رايحه هاي معطر يا اسانس هست.

5-    املاح معدني فراوان مثل كلسيم ، سديم، پتاسيم، منگنز، آهن، كلر، فسفر، گوگرد و يد. اين املاح 0.002 درصد وزن عسل را تشكيل مي دهند.

6-    بسياري از محققين اعتقاد دارند عسل داراي عوامل قوي ضد ميكروب هست.

پس عسل ماده اي بسيار پيچيده و البته با توجه به نوع گل هايي كه زنبور از آن تغذيه مي كنند، عسل مناطق مختلف اندكي تفاوتي باهم دارند.

 

منبع: پژوهشي در اعجاز علمي قرآن/ج۲/دكتر محمد علي رضائي اصفهاني

نوشته شده توسط زهرا در 0:31 AM | | لینک به این مطلب
چهارشنبه 16 آبان1386
عدل قانون و دین

موضوع اين پست در مورد اصل عدل است كه يكي از اصول و اركان دين اسلام است.

اول در مورد بحث عدل، مبحث عدل الهي مطرح بود ولي خود به خود دامنه اش به مسئله عدل اجتماعي هم كشيده شد. بعد اين بحث مطرح شد كه آيا عدالتي كه اسلام به آن امر كرده و دستور داده ، كه روابط مردم با يكديگر بر اساس عدالت  و حفظ حقوق و عدم تجاوز به حقوق يكديگر باشه و كسي بكسي ظلم و تجاوز نكنه آيا به خودي خودش حقيقتي داره يا نه؟ آيا مردم طبيعتا و بدون اينكه دين و شرع اسلام دستوري بده و بيان كند، يك حقوق واقعي دارند و اسلام بيان كننده اون حق و حقوق هست يا نه؟

پس در اينجا دو نظريه در مورد عدل و دين مطرح مي شه:

1-    در اصل و در اجتماع عدل وجود دارد و دين و شرع به آن عدل دستور داده است و خداوند آنچه را كه حق و عدل است انجام مي دهد و دين هم به آنچه حق و عدل هست دستور مي دهد.

2-    نظريه دوم كاملا بر خلاف نظريه اول هست و فرض را بر اين مي ذاره كه در اصل و در اجتماع هيچ عدلي وجود ندارد و هر كاري كه خداوند انجام مي دهد عدل و حق است و آن چيزي كه خدا در دين به آن دستور مي ده حق و عدالت در نظر گرفته مي شه. و به اين معني هست كه هيچ مانعي ندارد يك نفر مطيع و در عين كمال اطاعت و نيكي در آخرت عذاب بكشه و يا يك فرد بدكار و در عين عصيان، به بهشت برده بشه. و مي گه عدل و ظلم واقعي و عقلي نيست ولي شرعي  و تابع دستورات شرع و دين هست و هرچيزي كه دين به آن حكم كنه و خدا حكم كنه حق و عدل محسوب مي شه.

فكر دوم و نظر دوم چون تابع اين بود كه شرع تابع عقل و مقيد مقانون عقل نيست در نظر مردم يك نوع اهميت و عظمت براي شرع تلقي مي شود و وجهه عوام پسندي خوبي داشت.

 

اما نتيجه بزرگي كه اين بحث داره اينه كه طبق نظريه اول ، دستورهاي اسلام تابع عقل و حسن و قبح واقعي هست و حق و عدالت واقعيت داره و اسلام واقعيت اينها را به رسميت شناخته . پس مي شه يك فلسفه اجتماعي اسلامي در نظر بگيريم و حساب كنيم كه اسلام بر چه مباني حقوقي دستورات را صادر كرده و يك اصل و مبنا براي دستورات دين در نظر بگيريم و مي شه نحوه وضع قانون را در دين فهميد و ميشه در خيلي از موارد اينها را راهنماي خودمون قرار بديم.

ولي طبق نظريه دوم اسلام فلسفه اجتماعي ندارد و اصول ومبناي حقوقي هم ندارد و منكر اصل و مبناي حقوقي است و تعبد محض حكمفرماست.......

نوشته شده توسط زهرا در 8:44 PM | | لینک به این مطلب